شماره 432

سال هفتم

19 جمادي‌الثاني1426 26 جولاي 2005 4 مرداد 1384

New Page 1


  مقالات

" یا سوکند" نامی جاودانه و همیشگی (تعداد بازدید:748)

ياسوكند نامي جاودانه و هميشگي شهري است كه در حدود هفتاد كيلومتري شمال شهرستان بيجار گروس قرار گرفته و زبان مردم اين شهر تركي است ياسوكند از كيلومتر 55 جادة بيجار - زنجان حدود 18 كيلومتر فاصله داشته و جمعيت آن قريب به هشت هزار نفر مي باشد كه مردم آن بيشتر از طريق كشاورزي و صنايع دستي امرار معاش مي نمايند. بر اساس نظرية باستان شناسان و واقعيات موجود قدمت تپة باستاني ياسوكند بي ارتباط با قلعة قمچوقا (آيتوس) و كتيبة سومريان در آن حوالي نيست. بر روي تپة باستاني ياسوكند يك بناي تاريخي بزرگ كه مربوط به دورة سلجوقيان است با نام امازاده عقيل قرار دارد وسعت شهر قديم يا تپه باستاني نيز به چند هكتار بالغ مي گردد.
هر چند در مطبوعات محلي آذربايجان تلاش فراواني براي تنوير افكار عمومي در راستاي احقاق حقوق فرهنگي و زباني اقوام و ملل ايران صورت پذيرفته است، ليكن متأسفانه در برخي از نقاط اجتماعاتي يافت مي شود كه چونان بي خبر از  جايگاه و ارزشهاي فرهنگ بومي خود هستند كه گاه به واسطة اين بي اطلاعي يا بازيچة دست ديگران مي شوند يا خود تيشه به ريشة خود مي زنند، در نهايت نيز خود را در موضع دفاع از حق و حقوق مردم قرار مي دهند و به تصور خود كار خيري را براي جامعه انجام مي دهند اين بار نيز مصيبتي بزرگ براي فرهنگ و زبان ما در اين ناحيه در حال رخ دادن است كه بي ارتباط با جريانات و اتفاقات در ساير نقاط كشور نمي باشد از آن جمله بخش نامة اخير آموزش و پرورش اروميه به مدارس در خصوص تغيير نام شصت جزيرة درياچة اروميه از تركي به فارسي مي باشد كه با اعتراضات وسيع جامعة علمي و فرهنگي آذربايجان مواجه گرديد. مصيب وارده به مردم گروس نيز تلاش عده اي مسئول يا غير مسئول ناآگاه براي تغيير نام شهر يا سوكند با نام حرامي تاك شهر مي باشد. همچنين برخي از مبادي مربوطه مخالفت خود را با اين كار اعلام داشته و ديگران را عامل و پيگير اين قضيه معرفي مي كنند ياسوكند طبق قانون در تقسيمات جديد كشوري شهر مي باشد و علت بي توجهي به آن مربوط به وجود كلمة كند به معني روستا در نام آن نمي  باشد و عدم توجه به آن دليل روشني دارد كه همة مناطق ترك نشين بدان دچار هستند و تغيير نام شهر براي گرفتن بودجه و غيره هيچ توجيه علمي و محكمه پسندي ندارد. دو عامل عمده براي طرح تغيير نام جاودانه و با شكوه يا سوكند به نام هوايي و بي اساس تاك شهر وجود دارد:
1ـ رژيم پهلوي
مي دانيم در دوران ستم شاهي برنامه ي جامعي تحت عنوان طرح يكسان سازي فرهنگ و زبان كشور به بهانة ايجاد وحدت و يكپارچگي ارائه گرديد كه با تلاش زيادي به اجرا در مي آمد. دراين راستا براي محو و نابودي زبان و فرهنگ ميليونها ايراني غير فارس هزينه هاي هنگفتي از بيت المال صرف مي گرديد. در اجراي اين طرح شوم و نافرجام برنامه ي وسيع و مفصلي فراهم آمد تا بتوان به كمك آن خواست هاي رژيم را به مردم قبولاند. از اهم اين برنامه ها تحريف و جعل تاريخ اقوام غير فارس بود. مورد دوم براي ريشه كن نمودن زبان ساير اقوام تغيير نامهاي جغرافيايي غير فارس، اسم فاميل ها و هر نوع آثار مربوط به اين زبانها و فرهنگها بود. ناگفته نماند اين برنامه ها در اصل به وسيلة استعمار غرب و با تشريك مساعي مستقيم يا غير مستقيم دولت هايي همچون انگليس، فرانسه، روسيه جهت ايجاد شكاف ما بين ملل مسلمان خاورميانه صورت مي پذيرفت.
چه در داخل ايران و چه در سطح بين المللي فرهنگ و زبان ايران مساوي با فارس شناسانده شده و چون كشورهايي مانند انگلستان، فرانسه، روسيه، يونان در سطح كلان با ترك هاي دنيا كه نمايندگان و مبلغان اصلي دين اسلام در مقابل مسيحيت بودند ستيز داشتندبه ايران در معناي فقط فارس در اروپا و قاره هاي ديگر جهان دامن زدند و از كشورهاي خود نوكراني تحت عنوان مورخ را به كارگرفتند تا به جعل تاريخ پرداخته و به جهانيان عرضه دارند.
مورخين دغل كار پهلوي نيز در داخل به سخنان آنان استناد نموده و بدين طريق توده ي عظيمي ازمردم ايران و جهان را فريب دادند. ليكن تحقيقات اخير پيشينة ترك ها در خاور نزديك و ايران را تا هشت هزار سال به اثبات رسانيده است . كه تحت عناوين قومي و حكومتي : سومئر، گوتي، لولوبي، ماننا، ماد، كاسيت، ايلام، اورارتو، هون، قپچاق، خلج و غيره در اقصي نقاط خاورميانه، ايران، قفقاز، آسياي صغير، اروپاي شرقي، آسياي ميانه و خاور دور و ساير نقاط جهان پراكنده بوده و هستند. به هر حال عموم مردم ايران با اعمال ضد بشري رژيم پهلوي مقابله نمودند و اين اعتراضات به انقلاب اسلامي 1357 قوت زيادي بخشيد. ولي استعمار غرب بعد از انقلاب شكوهمند اسلامي برنامه هاي خود را به حال خود رها نكرده و سعي در نفوذ به دستگاه حكومتي براي اجراي برنامه هاي خود داشت.
در رژيم پهلوي ليست بزرگي از نامهاي جديد جغرافيايي تهيه گرديد. از آن جمله تغيير نام تركي درياي خزر به درياي مازندران، اروميه به رضائيه، قوشاچاي به ميان دو آب، ساووج بولاق به مهاباد، جيغاتو به زرينه رود، تيكان تپه به تكاب و صدها نام ديگر به فارسي تغيير داده شده بدون ترديد در هر برهه و زماني پس از رهايي فرهنگها و زبانهاي بومي ايران از يوغ زبان فارسي همه ي نامهاي تغيير داده شده به اصل آن باز خواهد گشت. اين رهايي به معني اجراي اصول 19 و 15 قانون اساسي است. چنانچه اولين سمينار اورتوگرافي زبان تركي كه در شهريور ماه 1381 در تهران برگزارگرديد به كار بردن اسامي اصلي نامهاي تغيير داده شده را به تصويب رسانيده است.
2- فقر اطلاعات و فقر اطلاعات فرهنگي:
رفاه قيقي برخورداري از امكانات و وسايل زندگي نيست بلكه رفاه بدين معني است كه هر فرد به جايگاه و موقعيت اجتماعي و فزهنگي خود افتخار نموده و از آن گريزان نباشد.
در نگاهي به وضعيت مردم ستم ديدة گروس و از آن جمله ياسوكند مي بينيم ما نه از امكانات و وسايل زندگي متناسب با ثروت هاي طبيعي موجود در منطقه برخوردار بوده ايم و نه از رفاه و امنيت فرهنگي و زباني. اصل 15 قانون اساسي كه در گرفته از اصل 19 و آن نيز برگرفته از حقوق زباني اقوام اشاره شده است.درصورتيكه اصل ياد شده عملاً تعطيل بوده و معلوم نيست براي اجراي آن بايد به كدام نهاد و ارگاني مراجعه نمود. اعلامية جهاني زبان كه بالغ بر پنجاه ماده مي باشد حقوق هر جامعه زباني را به شكل بايسته تري تصويب نموده و عدول از آن را نقض حقوق بشر مي داند. در صورتي كه مردم جامعة ما نه تنها به كوچكترين بخش از حق و حقوق زبان و فزهنگ خود آشنا نيستند بلكه روز به روز به علت مشكلات معيشتي بي اطلاع تر گشته و در مسير اضمحلال فرهنگي و زباني و آسيميله شدن قرار مي گيرند.
مي دانيم وقتي يك جامعه دچار مشكل مي شود بخش توده در صدد رفع مشكلات به صورت فردي بر مي آيد ولي نخبه سعي در رفع كلي مشكل در جامعه دارد و احساس پدري مي كند. كما اينكه از طرف افراد خانواده و نزديكان مورد نكوهش قرار بگيرد. بنابراين در جوامع استبدادي مبادرت به توده پروري و نخبه كشي مي شود بدين لحاظ مي بينيم كه برخي تز مجاري ترك ستيز اقدام به اعمال عوام فريبانه نموده و دست در شناسنامة فرهنگي مردم مي برند و در صدد تغيير آن مي باشند.
چنانچه در بند يك تصريح شد طرح تغيير نامهاي جغرافيايي از برنامه هاي پليد و ضد فرهنگي زژيم پهلوي در دهه هاي قبل از انقلاب بوده است و از نهاد هاي جمهوري اسلامي انتظار مي رود كه مانع از ادامة اجراي برخي برنامه هاي ضدفرهنگي  و ضد اسلامي حكومت پهلوي شوند. تغيير نامهاي جغرافيايي كه در سيستم حكومتي ناكام پهلوي تهيه و ارائه شده است پيام از سير قهقرايي احقاق حقوق مردم خواهد داشت و محكوم است.
وقتي كه زبان ترك ها از غرب چين تا قلب اروپا گسترده شده است، وقتي كه زبان تركي با قاعده ترين زبان دنياست، وقتي كه زبان تركي سومين زبان زندة دنيا شناخته شده است. چرا بايد به اين شوكت و عظمت خرده گرفت و با تحليل سطحي و بچه گانه براي تغيير نام چند هزا سالة ياسوكند اقدام نمود. در صورتي كه نام بي اساس پيشنهادي كه مصوبة دستان ترك ستيز پهلوي است داراي هيچ پيشينه، تاريخ و تجانسي با زبان هاي اهالي گروس و ياسوكند ندارد . فردا آن چهار شاخه انگور نيز به خانه هاي مسكوني تبديل خواهد شد.
نامهاي جغرافيايي بر روي نقشه كشور مشابه آجرها و مصالح تشكيل دهندة يك اثر باستاني بزرگ مي باشد و قدمت اين اثر باشكوه به قدمت هر كدام از اعضاء يا عناصر تشكيل دهندة آن بستگي دارد هر يك از اين عناصر را يك جامعه و قوم در محل و جايگاه بخصوص خود قرار داده است و تغيير يا تعويض هر كدام از اين نامها به سان كشيدن يك آجر يا كندن يك تكه از مصالح زينتي اين بناي عظيم و قديمي است. اين اسامي را جامعه خلق كرده است و نبايد به دست افراد از بين برود همچنان تغيير نام خليج فارس تحمل شد ما نيز تعييرنام ياسوكند را تحمل نكرده و آنرا محكوم مي كنيم.
در نشريات محلي آذربايجان، و ساير اقوام و ملل ايراني بارها در خصوص لطمات جبران ناپذير اين اعمال به همبستگي ملي بحث شده است. دوست داشتن وطن انعكاسي است از رابطة پدري و فرزندي. حذف تدريجي و جزء به جزء عناصر تشكيل دهنده ي فرهنگ بي حرمتي به هويت، تاريخ و پيشينة پدرانمان بوده و جرم محسوب مي شود و مسئولين مربوطه مي بايست غير عملي بودن تغيير نام جاودانه و هميشگي ياسوكند به هر نام ديگري را به صورت رسمي اعلام و به اطلاع عموم مردم گروس برسانند.
وجه تسميه و ريشه يابي ياسوكند
1- ياسو (ياستي)
اصل كلمه همان »ياسو« مي باشد كه در تلفظ تركي حرف سين مشدد شده و سپس به ت بدل گشته است. »ياسو« اسم يكي از طوايف باستاني ترك درمنطقه مي باشد كه در تاريخ به صورت»ياسو بي گالايان« آمده است (تاريخ ماد - تأليف دياكونوف صفحه 208) . اين نام مركب از اسم دو طايفه است ( ياسوبي + قالايان) ، در هر دو اسم، پسوند جمع وجود دارد. ياسوبي از دو بخش ياسو+ بي تشكيل شده است. پسوند بي(پي) در تركي باستان در اسامي، كاسبي، اللي پي، سوبي، لوللوبي، ياسو بي و غيره بكار رفته است و يك پسوند جمع مي باشد. وجود طايفه اي به نام »ياسو« درهزارة نخست قبل از ميلاد در اين نواحي مسجل مي باشد، كلمه كراني كه نام بخش شمالي گروس مي باشد بازماندة بخش دوم نام مركب »ياسو بي كالايان«  است. كلمة كالايان در گذز زمان به كوران=كراني تبديل شده است.
در بسياي از كلمات به علت نزديكي مخارج حرف لام به راء بدل مي شود، كوران چاي به معناي رودخانه اي است كه به قوم كوران كالايان) نسبت داشته و اين قوم در كنار آن رودخانه ساكن بوده اند.  از نوشته هاي دياكونوف چنين بر مي آيد كه قلعة باستاني »ياسو كن« مدتي در اشغال آشوريان درآمده و ايشان تعدادي از اسيران جنگي خود را به اين نقطه مهاجرت مي دهند. در خصوص معني نام طايفه مورد بحث نيز مي توان گفت احتمالاً ياسو در معني قانون باشد (ياسو = ياسو).
2- كند:
كلمة كند در زبان تركي به معني شهر و روستا (تركي اوغوز) بكار مي رود، اين نام در زبان تركي پنج الي ده هزار سال قدمت دارد. محمود كاشغري مؤلف اثر بزرگ ديوان اللغات ترك در حدود هزار سال پيش در خصوص كلمة كند مي نويسد: كند: 1- شهر و مخفف آن كن است. به كاشغر ( در كشور چين) ادو كند گفته مي شود يعني شهر اقامت. زيرا افراسياب انجا نشيمن داشت به سبب پاكيزگي هوايش و آن چين سفلي است. 2- ده در نزد غزان و كساني كه با ايشان در آميخته باشند.
در نزد بيشتر تركان به معناي شهر است و از آن است كه قصبة فرغانه را »ازكند« نامند يعني شهر جانها و روانهاي ما و همچنين ناميده مي شود » سمر كند« يعني شهر فربه و آبادان و بزرگ به سبب بزرگي و پهناوريش و آن به فارسي سمرقند است.
كلمة كند در اسامي امكنه بزرگ معني شهر و مدينه را در ذهن متبادر مي كند، در لهجه ي تركي استانبولي به روستا كوي گفته    مي شود و مراد از كند در اسامي جغرافيايي شهر است. فرهنگستان زبان تركي كلمة »ائورن كند«  را به جاي  يونيورسيتي تصويب كرده است و كند معادل سيتي (شهر) مي باشد، در عموم لهجه هاي تركي پايتخت را باشكند گويند.
پس شهرهاي همچون بغداد، باكو، تاشكند، تهران، آنكارا و پاريس هر كدام يك باشكند مي باشند، كلمة كند براي قريب به سيصد ميلبون ترك در جهان نخست در معناي شهر به كار مي رود.  اصل كلمه در فرم گون = هون در معني ايل و طايفه در چهر هزار سال قبل بكار مي رفته است ( ويژه نامة مجلة وارليق زمستان 77 صفحة 18 - پروفسور محمد جواد هيأت)، اين عنوان طايفه اي و خانداني بعلت عشيره‌ايي بودن شهرهاي كوچك و روستاها در اعصار قبل از ميلاد به شهر و روستا و توسعة معنايي يافته است . هون در زبان گروسي و لري به صورت هوز (روستا) درآمده است و محمود كاشغري دركتاب خود به تبديل نون به زاء توضيح داده است. (ترجمة دكتر دبير سياقي صفحة 693) . كلمة گون در »فرم كن« در آخر نام يكي از طوايف ششگانة مادها به نام »پارتا كن« ديده مي شود (تاريخ ديرين تركهاي ايران - پروفسورذهتابي ) امروزه نيز كلمة كند در گروس به صورت كن تلفظ مي شود مثل قزكن ، آغ كن، ياسو كن و ... دانشمندان معني انسان  را براي كلمة هون ( من، كند) تصريح كرده اند ( تاريخ ذهتابي - جلد دوم)، كلمه هون در فرمهاي كن = ئن در اسامي امكنه يا طوايف سومري، ايلامي و سامي بكار رفته است و ريشة كلمه انسان و انس نيز از همين كلمة هون (ئن) مي باشد كه قرنها قبل از اسلام وارد زبان عربي شده است .
نتيجه:
 در نهايت بايد به كساني كه پيگير اجراي طرح ترك زدايي رژيم پهلوي هستند اعلام داشت تا بيايند و تاريخ و پيشينة كهن و پر افتخار خود را مطالعه كنند و بدان افتخار ورزند و آنرا به جوانان ياسو كند بياموزند. همچنين بايد از ايشان خواست تا به جاي تلاش براي تغيير نام باشكوه ياسو كند به اسم نامأنوس و حرامي، گامي در جهت آباداني اين شهر بردارند. حذف چند پيچ تند و خطرناك در مسير جاده ياسو كند به خط زنجان - بيجار براي مردم اين شهر و يا جمع آوري زباله ها و خاكستر هاي انباشته شده بر گرده ي حمام قديمي ياسو كند بسيار مفيدتر و پسنديده تر از بازي با هويت تاريخي مردم است . تلاش براي آوردن گروه هاي باستان شناس از طريق نهادهاي مربوطه در كشف و ثبت آثار باستاني و روشن شدن شكوه و عظمت زير خاك ماندة مردم گروس درياسو كند و كشانيدن آوازه ياسو كند و گروس از آن طريق به اروپا و آمريكا بسي بهتر است از حذف اين نام پر تمتراق باستاني و نيز تلاش براي گشايش موزه و جذب گردشگر براي ديدن آثار مكشوفه از تپة باستاني در ياسو كند بسيار واجب تر است از تغيير نام آن. تلاش براي نصب چندين تابلو كم هزينه در سه راهي ياسو كند و معرفي آثار باستاني و قيد فاصلة شهرتا سه راهي به كيلومتر بسيار واجب تر است از پايين كشيدن پيشينة مردم از سر در ادارات و ارگانهاي دولتي ياسو كند و بالا بردن يك نام پهلوي ساخته.
تلاش براي رفع مشكلات معيشتي مردم و ايجاد اشتغال با آوردن يكي از هزاران واحد صنعتي عسلوبه و جلوگيري از به تاراج رفتن ثروت خدادادي منطقة ياسو كند خيلي مردم پسندتر است از دويدن براي تغيير نام عزيز ياسو كند به نام حرامي و اجنبي ساخته . تلاش براي خود باوري جوانان ياسو كند، گسترش ورزش با ايجاد فضاي ورزشي مناسب به اندازة يك هزارم شهرهاي نهنگ شدة ديروز استان اصفهان و كرمان و نيز بالا بردن سطح دانش و سواد و گشايش يك كافي نت در اين شهر بهتر از توده پروري و نخبه كشي و تمسخر روشنفكران است. همچنين بايد از نمايندة غيور و محترم شهرستان بيجار جناب آقاي محمد علي مقنيان خواست كه اگر دو نفر آن هم به لحاظ بي اطلاعي و بي سوادي ( آن مدارك ها را براي خودشان) يا به لحاظ سرسپردگي به عناصر ضد ترك موافق و پيگير تغييرنام جاودانة ياسو كند بوده اند بيست هزار نفر و بلكه بيشترمخالف با اين تعيير نام بوده و از آن جناب نيز تقاضا مي شود تا به خواست هزاران موكل خود احترام گذارده. متوليان اين امر از نزديك آگاه ساخته تا غير قانوني بودن و غير عملي بودن اين تغيير نام را به صورت رسمي به مردم ياسو كند و گروس اعلام دارند.
تلاش براي تحقيق اين امر شوم ثمري نخواهد داشت و بسياري از جوانان ياسو كند نظاره گر اين اعمال غير عقلاني برخي از مسئولين هستند و فردا از ايشان توضيح خواهند خواست.

 

نظر شما

 

نام :
آدرس پست الکترونیکی :
 نمایش پست الکترونیکی برای همه
نظر :

 

  

 

   © كليه حقوق اين اثر متعلق به نشريه نويد آذربايجان  مي باشد  

     Powered by D.A.E